اول مرداد ماه ۱۳۸۳ تا دو هفته پيش دلم مي خواست يك خونه داشته باشم.همش به اين فكر مي كردم كه چي براي خونه ام بخرم.چه جوري تزئينش كنم. يكي دو روزي با شوق سري به چند تا مغازه زدم.گليم هاي خوشگل ديدم.پرده انتخاب كردم.
شبها بخش خانه هاي اجاره اي نيازمندي هاي همشهري رو ورق مي زدم و دور آگهي هايي كه به نظرم مناسب ميومدن خط مي كشيدم.7 ميليون ماهي 20 تومن شمس آباد.10ميليون رهن كامل پاسداران.دلم پيش اين يكي گير كرده بود. كف پاركت.آشپزخونه اوپن با پاركينگ و آيفون تصويري. يه پشت دري خوشگل هم توي سهروردي ديدم براي جلوي در وروديش. توي شريعتي هم يك آينه با قاب چوبي ديدم.چشممو گرفته بود. براي توي راهرو. دنياي كوچيكيه.هزارتا اتفاق پيش بيني نشده براي آدم ميوفته.كه ترتيب خواسته ها رو به هم ميزنه. گرفتن خونه فعلا توي ليست آرزوهام يك كمي رفت پايين. يك كمي بيشتر از يك كمي. شايد دفعه بعد كه آرزوهامو هم بزنم اون ته ها برسم به خونه. باز هم شبها نيازمنديهاي همشهري رو جستجو مي كنم.صفحه كاريابي. كاگر ماهر تراشكار....پرستار كودك...مهندس عمران...گرافيست حرفه اي منشي مسلط به تايپ فارسي و لاتين...برنامه نوسي ويژوال بيسيك آشنا به بانك هاي اطلاعاتي...دور اين يكيو خط مي كشم. ![]() ...................................................................................................
بیست و چهارم تیر ماه ۱۳۸۳
صبح سر صبحانه شروع کرد.
:این زندگی به دردت نمی خوره.باید ازدواج کنی.بشین با خودت فکر کن. تو مسیرتو گم کردی داری جوونیتو به باد میدی.همیشه که نمی تونی تنها زندگی کنی . توجهی به حرفهاش نداشتم.بی خیال پاهامو زیر میز تکون می دادم و لقمه های کره و مربای بالنگ دستپخت عمه رو می خوردم . فهمید توجهی به حرفهاش ندارم.مسیر حرفشو عوض کرد. میدونه نقطه ضعفم کجاست.بالاخره هر آدمی یک پاشنه آشیل داره.اونم با زیرکی میزنه به هدف. تیرانداز خوبیه. تخصص خاصی در دیوانه کردن من داره. ![]() ...................................................................................................
بیست و سوم تیر ماه ۱۳۸۳
شدم کولی...
سرگردون .نداشتن شهر زیاد مهم نیست.اصلا می تونم فکر کنم مرزی وجود نداره اشکال اینجاست که خونه ندارم. اونجا توی خونه خودمون کم کم دارم میشم مهمون. کسی که گاهی میاد و میره اتاقم با اینکه دست نخورده اما معلومه کسی توش زندگی نمی کنه بوی زندگی نمیده. اینجا هم اتاقم بوی زندگی نمیده. شدم کولی... دلم یه اتاق می خواد مال خودم باشه. ![]() ...................................................................................................
|
![]() باغ بی برگی roksana@gmail.com دیگران گذشته ها گذشته آبان ماه ۱۳۸۱ آذر ماه ۱۳۸۱ دی ماه ۱۳۸۱ بهمن ماه ۱۳۸۱ اسفند ماه ۱۳۸۱ فروردین ماه ۱۳۸۲ اردیبهشت ماه ۱۳۸۲ خرداد ماه ۱۳۸۲ تیر ماه ۱۳۸۲ مرداد ماه ۱۳۸۲ شهریور ماه ۱۳۸۲ مهر ماه ۱۳۸۲ آبان ماه ۱۳۸۲ آذر ماه ۱۳۸۲ دی ماه ۱۳۸۲ بهمن ماه ۱۳۸۲ اسفند ماه ۱۳۸۲ فروردین ماه ۱۳۸۳ اردیبهشت ماه ۱۳۸۳ خرداد ماه ۱۳۸۳ تیر ماه ۱۳۸۳ مرداد ماه ۱۳۸۳ شهریور ماه ۱۳۸۳ مهر ماه ۱۳۸۳ آبان ماه ۱۳۸۳ آذر ماه ۱۳۸۳ دی ماه ۱۳۸۳ بهمن ماه ۱۳۸۳ اسفند ماه ۱۳۸۳ فروردین ماه ۱۳۸۴ اردیبهشت ماه ۱۳۸۴ خرداد ماه ۱۳۸۴ تیر ماه ۱۳۸۴ مرداد ماه ۱۳۸۴ شهریور ماه ۱۳۸۴ مهر ماه ۱۳۸۴ آبان ماه ۱۳۸۴ آذر ماه ۱۳۸۴ دی ماه ۱۳۸۴ بهمن ماه ۱۳۸۴ اسفند ماه ۱۳۸۴ فروردین ماه ۱۳۸۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۵ خرداد ماه ۱۳۸۵ تیر ماه ۱۳۸۵ مرداد ماه ۱۳۸۵ شهریور ماه ۱۳۸۵ مهر ماه ۱۳۸۵ آبان ماه ۱۳۸۵ آذر ماه ۱۳۸۵ دی ماه ۱۳۸۵ بهمن ماه ۱۳۸۵ اسفند ماه ۱۳۸۵ فروردین ماه ۱۳۸۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ خرداد ماه ۱۳۸۶ تیر ماه ۱۳۸۶ مرداد ماه ۱۳۸۶ شهریور ماه ۱۳۸۶ مهر ماه ۱۳۸۶ آبان ماه ۱۳۸۶ آذر ماه ۱۳۸۶ دی ماه ۱۳۸۶ بهمن ماه ۱۳۸۶ اسفند ماه ۱۳۸۶ فروردین ماه ۱۳۸۷ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ خرداد ماه ۱۳۸۷ تیر ماه ۱۳۸۷ مرداد ماه ۱۳۸۷ شهریور ماه ۱۳۸۷ مهر ماه ۱۳۸۷ آبان ماه ۱۳۸۷ آذر ماه ۱۳۸۷ دی ماه ۱۳۸۷ بهمن ماه ۱۳۸۷ اسفند ماه ۱۳۸۷ فروردین ماه ۱۳۸۸ خرداد ماه ۱۳۸۸ مرداد ماه ۱۳۸۸ شهریور ماه ۱۳۸۸ مهر ماه ۱۳۸۸ آبان ماه ۱۳۸۸ دی ماه ۱۳۸۸ بهمن ماه ۱۳۸۸ فروردین ماه ۱۳۸۹ مرداد ماه ۱۳۸۹ دی ماه ۱۳۸۹ |