هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۸۲ يكي از كارهايي كه از انجامش لذت ميبرم ، شكستن قند است،
اوايل زياد وارد نبودم، نميدونستم كله قند را كجاي سنگ بزارم و چه جوري ضربه بزنم كه خورد بشه،فكر ميكردم هر چي محكمتر بزنم سريعتر خورد ميشه ، و تقريبا يك چهارم كله قند تبديل به خاك ميشد، هميشه مراقب بودم كه انگشتم له نشه . حالا ياد گرقتم كه چه جوري ضربه بزنم ، فهميدم شدت ضربه مهم نيست ، بلكه مكان فرود آمدن ضربه مهمه !!!! اگر درست ضربه بزني كله قند بزرگ و سفت درست دو نيمه ميشه ، و بعد هر نيمه نصف ميشه و ......... زمان قند خورد كردن كلي چيزهاي خوب مياد توي ذهنم ، گاهي انقدر حواسم پرت ميشه كه ديگه به سنگ نگاه نميكنم و ...... بعضي از آدمها هم خوب بلدن ضربه بزنن ، درست و بجا ، يه ضربه عميق و كاري بدون خونريزي ، ولي با دردي كه مدت طولاني توي بدنت ميمونه ، ولي خوب ، آدمها به طرز باور نكردني ترميم پذيرن ، اگر غير از اين بود زندگي بي معني ميشد. ![]() ...................................................................................................
|
![]() باغ بی برگی roksana@gmail.com دیگران گذشته ها گذشته |